|
علی مهدیزاده برای همیشه هست!
مرا بگیر در آغوش ، باز کن بغلت را به من بگو همه ی حرف های تنگ دلت را مرا بگیر و بسوزان و دود کن به همان شکل که بی مضایقه سیگار های مشتعلت را ببند لبهایت را، زیاد ارزان مفروش به نیش اینهمه زنبور کندوی عسلت را تن تو " تیر "، لب تو " زحل "، نگاه تو " زهره " که کوچک ست " زمین " کهکشان بی بدلت را! به جز غمی که پُری حلقه حلقه از نفسش؛ کیست؟؟ که مشتری بشود حلقه حلقه ی زحلت را… تو کوه سرد دماوندی و همیشه پر از بغض خدا نیاورد آن روز را که تو گسلت را…
|